السيد أحمد الحسيني الاشكوري

37

شاعران فارسى سرا ( فارسي )

امينى ابراهيم امينى اديبى دانشمند است كه به فارسى و عربى نگارشهاى نيكو دارد ، « ترجمه مناجات امير المؤمنين » و « شرح دعاى صباح » و « نظم جواهر » از آثار وى و همه را در دههء دوم و سوم سدهء دهم نگارش داده است . در تاريخ نظم جواهر خود گويد : چو غواص كلكم در اين بحر راز * نهاد از سر ترجمانى قدم پى نام و تاريخ اين ترجمه * كتاب مناجات كردم رقم انجدانى ملا حسنعلى فرزند يعقوب انجدانى سلطان‌آبادى عارف اديب فاضل ، كتاب « سر الأولياء » را بسالهاى 1311 - 1313 پرداخته و در آغاز آن گويد : نيست ممكن را چو جز فقر و فنا * خوش بود گفتن كه لا احصى ثنا در پس هر حمد حمدى مختفى است * داند اين را هركه را جانى صفى است انجدانى على محمد انجدانى شاعرى است شوخ‌طبع ، طنزسرا و نيكوخط ؛ اين رباعىها از اوست كه به خط نيكوى خود به سال 1285 نوشته است : از گردش روزگار و از حال تباه * يك پول ندارم نه سفيد و نه سياه من بودم و يك ريال آن هم گم شد * ( لا حول و لا قوة الّا باللّه ) * * *